4. میشه بغلم کنی ...؟! :( :: . اینجا بآنو میسِن از حآل می نوشت .

. اینجا بآنو میسِن از حآل می نوشت .

. نوشته هایی به افق ِصبح ِسکرانگیز ِچالوس .

4. میشه بغلم کنی ...؟! :(

  • بآنو میسِن :) [پآییزک سابق]
  • سه شنبه ۲۴ فروردين ۹۵
  • ۲۱:۰۹

رب .


قبلا که دلم میشکست ، به جون خدا انقد غر میزدم .

که خدا این چه بنده هاییه و انگار نه انگارن وقتی دل میشکونن و ...

تازگیا ، چند باری دلم شکست ، گرفت ، اشکم اومد ....

ولی ، همین امشب ، به یه نتیجه ی خارق العاده ای رسیدم (:

فکر کردم که خب ، خدا منو دوست داره .

منم باید دوسش داشته باشم و دارم .

و خدا اینو میخواد که به هیشکی جز خودش اعتماد نکنم ...

وقتی دلم از آدما شکست ، از دستشون و از دست اعتمادی که کرده بودم گرفت ،

فهمیدم که خدا داره سعی میکنه بهم بفهمونه که بابا ، اینایی که دورتن ، همه تزیینی هستن . همه مانکنای پشت ویترینن . ولشون کن اونا رو منو ببین . منی که انقققققد دوسِت دارم ...

با اینکه همه گناهاتو میدونم ، همه بدیاتو میدونم ، کلی غر زدی به جونم ، باهام دعوا کردی سرم داد زدی ، باهام قهر کردی ، پشتتو کردی بهم و ....

بازم با همه ی اینا دوستت دارم . اخه بنده ی قشنگم .

خودم بهت گفتم ، که اگه تو میفهمیدی که من چقد دوستت دارم ، همین لحظه جون میدادی ...


خدا خواست بهم بفهمونه آدما رو بذارم کنار و خودشو ببینم .

به آدما اعتماد نکنم و تنها کسی که بهش اعتماد میکنم ، خود خود خودش باشه ...

واسه همین وقتی دلم شکست ، زود سرپا شدم . زود پاشدم گفتم خب خدا . دلمو شکوندن ؟! تقصیر خودمه که جز تو ، بنده هاتو هم دیدم ... بهشون اعتماد کردم ... به حدیث فرستاده ت گوش ندادم که گفت همه ی محبتت رو به پای دوستت بذار ولی همه ی اعتمادت رو نه ...



+به یه نتیجه ی خارق العاده و البته غمگین دیگه رسیدم . اینکه خدا خیلی کارش سخته ها ... دوست داشتن آدم بدی مثل من سخته ها ... ولی دوسم داره . آدمای بدو هم دوست داره با تموم غرا و بدیا و قهرا و نفهمیدنا و ... هاشون . سخته ها ... سخته دوست داشتن آدم بدی مثل من ...

بگردم برا خدام که انقدر سختی داره میکشه :(


+تا حالا فکر کرده بودین به اینکه خدا همممممه ی گناهامونو میدونه . هممممه چیمونو میدونه . می بینه . ظاهر قشنگ و باطن زشت و کریه مونو می بینه و بازم دوسمون داره ؟ دمش گرم ...


+خدا جونم .

سلام !

میشه از اول ...؟

یعنی بذار بازم بیام بغلت ... و این دفعه دیگه پشتمو نکنم بهت و برم ... بذار بیام ...

خدای قشنگم ...

دستاتو وا میکنی بیام بغلت ...؟ :(

  • نمایش : ۱۷۱
  • سارا اسماعیلی
    حس خیلی خوبیه که آدم بخواد بره بغل خدا :)
    تجربه کردم :)

    + واقعا چقد بده که بنده هایی مث من داره...
    اوهوم . خیلی خیلی خیلی زیاد ...

    +شما که خوبی ... ماییم که ...
    محمدامین فضلی
    خدا خدا خدا :)
    خدا .. (:
    Faber Castel
    دیالوگ فیس تو فیست با خدا منو خورد! :)
    خوب خورد یا بد خورد ؟ (:
    سارا اسماعیلی
    خوب؟ من؟ هه...
    اوهوم (:
    طاها میرویسی
    خدا رو چجوری بغل کنم؟!
    ما که بغلش نمیکنیم ، اون بغلمون میکنه اگه بخوایم (:
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    دیوآنه ها ،
    به لطف ِخدآ ،
    غالباً خوشند ...
    +
    حس ِ خوب ِ سبک شدن دارد .
    درد و دل ، با کسی که ،
    درد ِ دل است ...!
    (:
    +
    می نویسم ، که شب ِ تار ،
    سحر می گردد !
    یک نفر مانده از این قوم ،
    که بر میگردد ...